Friday 28 July 2017

“خانقاهِ صلح ۱” میزبان ستون پنجم ؟!

پیوسته به گذشته قسمت یکصدوچهارم :فروتن

در آغاز جشن نوروز ، روز نو و روز سبزآفرینش هستی را به شما دوستان گرامی و همه خواننده گان عزیز مبارکباد میگوئیم نوروز که ازهمان زمان جوانه زدن آفرینش در رگ رگی از کائینات می وزد از آنرو هست که نوروز یک قرار داد اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست بلکه جشن جهان است و روزشادمانی زمین ، آسمان و آفتاب نامیده میشود .

https://www.youtube.com/watch?v=cHeH4bAPGkw

هنگامی که از این جشن هستی و کائینات تجلیل بعمل می آوریم گوئی خودرا در همه ء نوروزهای که همه وقت ودر نزد همه انسان ها عزیز بوده است می بینیم . نوروز این پیر روزگارآلود که در همه عصر ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما از اکنون تا نخستین جوانه های آفرینش زیسته است و با همه مان بوده است ،

رسالت بزرگ خویش را با قدرت و عشق و صمیمیت انجام داده است و آن زدودن پژمرده گی و اندوه از سیمای ملت نومید و مجروح ما است که در طول وعرض تاریخ بر سر چهارراه حوادث خونین تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازنده گان کله منارها که همچون فرخنده ها فرزندان اصیل این مرزوبوم را به جرم آزاد اندیشی به آتش میکشند و بند بند اش را از هم میگسلند ..

https://www.youtube.com/watch?v=MjgiTUAXJB4

وما در این میعادگاهی که از نخستین لحظات آفرینش محسوب میشود ، یکجا با همه زنان ومردانی که خون آنان در رگهای مان میدوند وروح آنان دردلهای مـان موج میزنند شرکت میکنیم وبدینـــگــونه    ” بودن خویش” را به عنوان یک “ملت “در تند باد ریشه برانداز زمانه ها تثبیت میکنیم و دراین جشن شکوهمند آفرینش که همه نسل های تاریخ ما در آن حضور دارند با آنان پیمان وفا و تعهد می بندیم و ” امانت عشق “ از آنان به ودیعه میگیریم که هرگز نه میریم و “دوام راستین ” خویش را بنام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه در عمق تمدنی و فرهنگی سرشار از قداست و عظمت دارد و بر پایه ” اصالت ” معنوی خویش ایستاده است « بر صحیفه ء عالم ثبت » کنیم .

                “خانقاهِ صلح “مهماندار مهمانان آشنا !

گمان نه میکنم تمامی دوستان وعزیزانی که با این حقیر حشر ونشری داشته اند وهنوزهم افکارم را از لابلای نوشته هایم نه تنها می خوانند بلکه ازحروف و کلیمات آنها آنتن های تفکر و اندیشه این حقیر را نظاره میکنند نیاز به یاد آوری داشته باشد تا ثابت سازیم که سلول های بدنم چگونه در برابر نفرتها و کینه ها واکنش نشان میدهند .؟ اما امروز احساسی که فرد ، فردی از انسانهای روی زمین بویژه ساکنان جغرافیای تاریخی موسوم به افغانستان دارند این است که این قلم را هیچگاه کسی یا جریانی مجبور به مبارزه در برابر ظلم و جنایت نکرده است ونه هم در طول عمرم آنچه را که بر ما و دیگر هموطنان شرافتمندم رفته است ودر راه محو آن بدترین نوعی از آزار و شکنجه را به دل و جان تحمل کرده ایم به معامله گذشته باشیم ویا هم از جلادان و خونریزان چنان کینه ها ونفرتها را به دل راه داده بدهیم که ما را به جائی نشانه گرفتن ریشه ها وعوامل جنایت به بیشه ها و عاملان آن متوجه سازند .! اما کاملأ طبیعی است که این سوال در ذهن ما و اکثریتی از انسان های شرافتمندی که در جغرافیای بنام افغانستان زنده گی میکنیم خطور میکند و از خود می پرسیم چگونه است که حرکتی با این گسترده گی توده ای که روزگاری و در مقطع خاصی از تاریخ از آن برخوردار بود حتی به شعار های که خود تکرارمیکردند ومیکنند عمل نه میکردند و تا هنوزهم نتوانیسته در دنیای معاصر و در راه آزادی و استقلال ملتها همگام با نیازهای فطریی انسان خود را هم نوا نه میسازند ؟ زیرا می بینیم که امروز دیگر مـــــردم « عوام کالانعام » نیستند هم آگاهی اجتماعی پیدا کرده اند و هم غالبأ از تکنولوژیی معاصر در راه روشنگری استفاده می برند ، وقتی شما بحیث یک جریان تاریخی در کشور عملیات انتحاری را با ادبیات و گفتمان بنیاد گرایانه مذهبی مناسب ترین شیوه مبارزه مسلحانه می دانیستید و هنوزهم شاید یکی از راه های نجات مستضعفین از چنگال مستکبرین می شمارید ، چنانچه اسناد و مدارک منتشره از سوی وسائل ارتباط جمعی متعلق با حزب اسلامی افغانستان نشان میدهند نه تنها در باره انتفا و انقضای آن اندکترین رهنمودی وجود ندارد بلکه دربسیاری زمینه ها بر تشویق و ترغیب مؤمنان بویژه نسل جوان کشور برای انجام عملیات انتحاری که در ادبیات بنیاد گرای مــــذهبی نـــــام ” عملیات استشهادی “ را یافته تأکید بعمل آمده است . گفتیم برداشت و تعبیری که عزیزان ما امروز و درجهان کنونی ازاسلام به عنوان یک مذهب مبارزاتی داشته اند وخون ریختاندن انسان را با توجیهات دینی جائز میدانند شاید در مقطعی از تاریخ مانند هر جریان دیگر فکری و سیاسی اعم از مذهبی و یا هم سکولار به این نتیجه برسند که اصولأ درگفتمان دینی و مکانیزم خلقت بشر و از همان آغاز و از روزگاری که خداوند اراده میکند تا در زمین خلیفه تعیین کند دیالوگ خداوند بافرشته گان را که برمبنای ذشت پنداشتن خونریزی و فساد در زمین استواراست قتل و فساد وجود ندارد ، واکنش برخی از عزیزانی که بصورت طبیعی و توجیه شده به شغل آدم کشی رو می آورد آنرا واکنش طبیعی مگر با شیوه غیر عقلانی و فاقد نقشه روشن راه و بصورت متحجرانه در برابرآنچه که بریگاد ها وپادوهای نظام سرمایه داری و شرکت های نفت وگاز جهانی با شیوه های نوین غارتگری در کشورهای شرقی منجمله افغانستان انجام می دهند دانیستیم .

https://www.youtube.com/watch?v=GDilACwi4eo

اما پس از زدوبند های فروان شبکه های جاسوسی در منطقه و جهان ناگهان خبرانجام مذاکرات هیأتی از حزب اسلامی برهبریی جناب گلبدین حکمتیار با رژیم مافیائی کابل را شنیدیم وقتی چهره مبارکه همایون خان جریرمشاور رئیس غنی در امور ستون پنجم !! دلال معروف و معامله گری که روزگاری ازاعزام نیرو به جنگ آذربایجان به مثابه بزرگترین قاچاقبر انسان تغذیه می شد و سپس پروژه ای استخباراتی موسوم به صلح قبرس را که وابسته گی آن جرثومه خبیثه با سپاه پاسداران رژیم ولایت فقیه ایران و سازمان اطلاعات ارتش پاکستان از هیچ کسی پوشیده نیست ، در ترکیب هیأت اعزامی اعلام شد با خود گفتیم ، عجب ! ” آنها ” چه حُقه های زرنگی هستند ، ودارای چه حس بلندی از شامه های اند که بوی مبارک دالرها ی مفتکی را از دور استشمام می فرمایند …..

۱ : وقتی حضرت سید احمد گیلانی مرشد و جانشین طریقه قادریه در افغانستان در پرتو استراتیژیی شبه تصؤفی نزدیک ساختن فاصله مسجد با ارگ رئیس حضرت محمد اشرف خان غنی که تازه به طریقه جلیلیه قادریه رو آورده است پس از چندین نشست و مشورت به ریاست شورای صلح منصوب شد طبیعی است که مقر آن شوری خانقاه نامیده شود

نظر شما