Friday 28 July 2017

ازقیاسش خنده آمد خلق را !

          فروتنمحمد امین فروتن

پیوسته بگذشته قسمت یکصدوسوم :

میگویند ؛ چند نفری در زیر یک درخت ایستاده بودند یکی از آنها پرسید : فکرکنید که این درخت چنار اگرزبان داشت به ما چه میگفت ؟ مرد باغبان که از آنجا میگذشت گفت : اگر این درخت زبان داشت به شما می گفت دیوانه ها ! اولأ که من درخت بلوطم نه چنار ! ثانیأ هفت هشت سال است که خشک شده ام و ثالثأ دیگر هیچ !

https://www.youtube.com/watch?v=2zkqM3_p3hQ&feature=youtu.be

حضرت محمد اشرف خان غنی از متفکران ماورای زمین وقتی امام حسین نواسه پیامبراسلام را نواسه خدا مینامد !!

دریکی از یادداشت های قبلی ام وقتی به گذ شته کشور فقیر درعین حال استوار بر اراده تک تکی از فرزندان این کشور بویژه کسانی که برای پیشرفت آئنده وطن نقشه راه را ترسیم میکردند ومن به آن گذشته می نگریستم تبادل اندیشه توام با تحمل فکر مخالف را یکی از ویژه گیهای آن دوره دانستم و پارک تاریخی زرنگار کابل را به میدان معروف واتیکان روم که روزی و روزگاری میعاد گاه اندیشمندان و دیگر اندیشان بود مقائیسه نموده بودم و در همان یادداشت نیز به عرض رساندم که اگر همان هلهله و شور و شعف روشنفکران جامعه ما که برای تغییراساسی و اصلاحات بنیادی در جامعه افغانی هم اندیشان و دیگر اندیشان نسخه های را می نویشتند و با بیان افکارو اندیشه های گوناگون که از لود سپیکر های پارک زرنگار به گوش مردم فقیر ما میرسید و آن نسخه های زرینی را به فرهنگ جامعه فقیر افغان مبدل میساختیم ،

بدون شک که ما نیز بحیث یک ملت دارای فرهنگ پربار و ارزشهای متعالی انسانی میتوانیستیم در جهان معاصر نقش و حضور فعالی را ایفأ نمائیم و در مسیر راه از مرحله ء” اعتراف “به درجه” ایمان “ ارتقأ یابیم ، اگر یاد تان باشد در آنروزها ی پر هلهله و شوق تاریخ کشورما که خداوند عقل و ایمان روشنفکران را نیز در بوته ء آزمائیش گذاشته بود ودر آنروزهای که غرائز قومی – نژادی – لسانی و مذهبی بصورت طبیعی زیر مراقبت خوابیده بود و مانند امروز و در این عرصه ء ساکت نومیدی نبودند که اگر خاری از نگرانی ووحشت در جگر فرومی رود تمامی امید ها و آرزوها برای بیدارکردن قومی و ملتی بدل به یأس و امید مبدل گردیده است اما با دریغ وتأ سف که خود کامه گی های عمومی و فقر فرهنگی برخی از زمامداران حاکم وشبه روشنفکران مجلسی وعلمای حجره ای سبب شد تا امروز و درقرن بیست ویکم هرچه نسخه مینویسیم ، دسته و حزب و گروهی میسازیم نه تنها موجب حرکت و جنبش عمومی مردم ما نه شده بلکه هرچه پیش میرویم به گذشته نفرت انگیز جاهلی رجعت میکنیم . بدنیست اکنون سخنان کوتاهی یکی از دومین متفکران جهان که درعین حال بر کرسی ریاست دولت وحدت ملی نیز تکیه زده است به عنوان کسی که همچون مسافر پای آبله ای از سر نؤمیدی رسیده وهنوز نسخه های کاپی شده اش را برای بخواب بردن قومی افتاده در صحرای از ذلت و خواری باز نکرده که آژیر تنهائی ووحشت خود را بیش از پیش احساس میکند .

https://www.youtube.com/watch?v=Hd_nolI7W9s

نسیان تاریخی یا بیماریی مزمن شبه روشنفکری معاصر ؟

میگویند شخصی در مراسم ختم یکی از اموات سخنرانی مینمود و بجائی مشخصات و کارهای خوب متوفی به بهانه های مختلف از خودش تعریف و تمجید میکرد یکی از حاضران از جائی بلند شد و خطاب به سخنران گفت : آقا ی محترم ! بالاخیره ما نه فهمیدیم که این میت فوت کرده است یا شما به رحمت خدا رفته اید ؟ داستان شبه روشنفکران و فعالان سیاسی تاریخ ما نیز چنین است .

چنانچه بارها به این کوتاهی روشنفکران و فعالان حوزه سیاست انگشت نهاده ایم که درامتداد چند دهه تاریخ خونین افغانستان روشنفکران جامعه عقب مانده افغانستان بدون مطالعه نسبت و هم آهنگی فکری با مراکز قدرت و یافتن مناسبت فکری واعتقادی با حلقه های حاکمیت سیاسی درجامعه به دعوت هرزمامدارمستبد و حتی بدنام ترین و خشن ترین چهره های ” سیأ ” سی و مذهبی لبیک گفته اند .!    و دراین مأموریت حساس تاریخی و ملی چنان به پیش رفته اند که گاهی در حوزه سیاسی نسبت به پاپ ، پاپ تر عمل کرده اند و از تمامی هواداران و حواریون درمانده وفقیر شان خواسته اند تا به کسی که وی به نمائنده گی از اقشار زحمتکش و توده های مظلوم با دل آرام و قلب آگنده ازغرائز قـــدرت و ثروت !! تشخیص نموده است حـــمایت کـــنند .

https://www.youtube.com/watch?v=DPkJb7x7vy8

چنانچه می بینیم این دعوت فراگیر از حامیان و هوادارانشان نه درنتیجه کار و تلاش یک سال وچند سالی بلکه در طول حیات سیاسی و اجتماعی شان در دوران سختی از اختناق و استبداد کسب نموده است و این جماعتی که به غلط جامه ء روشنفکری را برتن کرده همیشه شعارهای اصلاح جامعه را برمبنای اندیشه های ” چپ عدالتخواهانه ” ویاهم “مذهبی انسان دوستانه!” بلند ساخته اند ومردم فقیر و مظلوم جامعه ما نیزدر هرزمانی وهرمکا نی به فراخوان چنین شبه روشنفکران لبیک گفته اند . نه میخواهم دور برویم همین سردار انورالحق خان احدی و مَد صدیق خان پتمن و صد ها انسان شریف دیگر ی که در دام ثروت و شهرت غلطیده اند ، یکبارهم از خود نه پرسیدند که به عنوان راه بلدان باتجربه در عرصه “سیأ” ست و مورد اعتماد توده های مظلومی که همچون گله های از” گوسفندان!” به معامله گذشته میشوند چه پاسخی خواهند داشت ؟ البته نباید با این سادگی تصورکرد که گویـــا حضــــــرت مدَ صدیق خان پتـــمن نا دانیسته بخشی از هواداران زحمتکش و مؤمن اش را به قربانگاه آورده اند ، نه هرگز نه

https://www.youtube.com/watch?v=gxfb5mp8UkU

زیرا این آغا مَد صدیق خان وقتی به فکر توجیه این معامله و این شکست اش می برآید با همه عقل وهوش برای ثابت ساختن نیت اش در اجرای چنین معامله نخست ترمنولوژیی مفاهیم را تغییر میدهند و سپس در پرتومفهوم تازه ارائیه شده آن اظهار میدارد که گویا با والا حضرت سردار محمد اشرف خان غنی احمد زی قرار داد یک معامله همچون تعامل انسان با خدا را نه بسته بود که شاید در آخرت اجرش نصیب گردد ، بلکه به گفته وی مانند هر کشور دیگری ما با والا حضرت سردار محمد اشرف خان غنی احمد زی تن به معامله زده ایم. اما چنانچه شما دوستان گرامــــی نیز شنیدید و حضــــــرت مدَ صدیق خان پتـــمن نیزاز آن هیچگونه اِبأ ندارد به قول شاعر بزرگ زبان و ادب پشتو خوشحال خان ختک که در جائی گفته بود :

اما علی الرغم احترام عمیقی که به جایگاه سیاسی حضرت مدَ صدیق خان پتـــمن دارم باید به عرض ایشان رساند که به دودلیل این معامله حتی با تعاملات حاکم بر بازار مکاره ء سیاسی افغانستان برابر نبوده بلکه باید باطل اعلام گردد . نخست آغا مدَ صدیق خان پتـــمن با والا حضرت سردار محمد اشرف خان غنی احمد زی قرار داد معامله ای را به امضا رسانده است که نه یک جنس و امتعه مادی بلکه سرنوشت تاریخی ی فرد فردی از شهروندانی است که درقلمرو جغرافیاوی موسوم به افغانستان با همه دشواری ها و تنگدستی ها بخاطر نگهداری از استقلال و تمامیت ارضی کشور در پهلوی بهترین ثروتها خون های فروانی را نیز داده اند ، لهذا هیچ یکی از شهروندان این سرزمین نه میتوانند خود را به تنهائی مالک این سرزمین بدانند ، و همچنان باید خاطر نشان ساخت که والا حضرت سردار محمد اشرف خان غنی احمد زی نیز با چنین معامله باید در یک دادگاه عادلانه بحیث تاجر آرمان ها و سرنوشت میلیونها انسان باشنده سرزمین افغانستان به محاکمه کشانده شود ، اما از اینکه طی چهار سال گذشته همه نسل جوان ساکن در افغانستان را مـــعتاد به زندگــــی روز مــــره و “دم غنیمتی” ساخته است که آرام ، آرام در بستر رنگین نظام مافیائی جان میدهند . خلاصه کلام اینکه تمامی دست اندرکاران نظام فاسد مافیائی منجمله شرکای پنهان آن که درکسوت حتی مخالفین مسلح و در آنسوی مرزها ارتزاق می شوند و گاهی ازتحقق دین و شریعت و عدالت اجتماعی واقتصادی سخن میگویند درست مانند کسانی می اندیشند که در میدان قدرت مافیائی حاکم بر افغانستان بصورت ریأ کارانه فقط با پوشیدن لباس های شبه ملی شعار های دموکراسی و آزادی سرمیدهند .!!

نظر شما