Friday 28 July 2017

در كشاكش تجليل و تحريم

محمد-محق-268x2991محمد محق

در افغانستان جشن نوروز همواره، و به ویژه در سالیان اخیر، با مناقشاتی همراه بوده است، بخشهایی از مردم به گرمی از آن استقبال می کنند، و برخی حلقات مذهبی به شدت با آن مخالفت نشان می دهند.

دلایل مخالفین نوروز

مخالفان جشن نوروز که برخی جناحهای سنتی و گروه های شبه سلفی هستند از موضعی دینی به تحریم نوروز و هر گونه مراسم مربوط به آن حکم می دهند. آنان دلایلی برای این کار بر می شمارند، از جمله اینکه:

۱- برگزاری آیین‌های کهنی از این دست، نوعی کمک به تداوم ادیان و فرهنگهای پیش از اسلام است که منسوخ و مردود شده اند.

۲- تجلیل از این گونه مناسبتها از قبیل تشبُّه به نامسلمانان است و طبق روایتی منسوب به پیامبر اسلام، تشبُّه به پیروان ادیان و آیینهای دیگر امری ناروا است. (سنن ابی داود، کتاب اللباس، شماره ۳۴۹۴).

۳- روایتی از انس بن مالک، از یاران پیامبر، که می گوید: “هنگامی که پیامبر خدا به مدینه آمد، مردم آن شهر دو روز داشتند که در آن به بازی و سرگرمی می پرداختند، پرسید این دو روز چیست؟ گفتند در زمان جاهلیت در این دو روز به بازی می پرداختیم. پیامبر خدا گفت همانا خداوند در عوض آنها دو روز بهتر را به شما قرار داده است یکی روز اضحی و دیگری روز فطر”. (سنن ابی داود، کتاب الصلاة، شماره ۹۵۹).

۵- فتوای شماری از علمای قدیمی مانند ابن تیمیه و ملاعلی قاری و عده ای دیگر با هر گونه تجلیل از نوروز.

۶- انجام اعمال شرک آمیز و خرافی در ضمن مراسم نوروزی، مانند رفتن به زیارتگاه ها و درخواست نیازمندی ها از مردگان که طبق عقاید اسلامی ناروا است.

اینها مهمترین دلایلی است که برای مخالفت با نوروز و تحریم هر گونه گرامیداشت آن ارائه می گردد.

در مقابل ، موافقان جشن نوروز استدلال می کنند که:

۱- همۀ مراسم بجا مانده از روزگاران کهن، آیینهای دینی نیستند و زنده نگه داشتن آنها به معنای تداوم و احیای آن ادیان نیست. بخش وسیعی از عرفها و مراسم جنبۀ فرهنگی دارد و امور فرهنگی نشانۀ تکامل اجتماعی انسانها است.

نوروز بیش از آنکه ریشه ای مذهبی داشته باشد، پایه بر تحولات فصلی دارد که برای مردمان قدیم به دلیل وابستگی زندگی شان به زراعت و آب و هوای سال، اهمیت داشته است، هرچند که در دوره هایی از سوی برخی اقوام صبغۀ مذهبی نیز یافته باشد.

۲- نهی از تشبُّه به پیروان ادیان و فرهنگهای دیگر تنها متوجه اموری است که از شعائر عبادی و رمزهای مذهبی آنان باشد و مایۀ اشتباه و خلط هویت میان پیروان ادیان شود. امورعادی طبق قاعدۀ فقهی مشهور “الأصل فی الأشیاء الإباحة” پایه بر جواز ذاتی دارد.

به علاوه، تشبه در امور عادی قابل اجتناب نیست و اگر قرار بر اجتناب از هر گونه تشبه در امور عادی باشد زندگی برای مسلمانان ناممکن می شود، زیرا پیروان دیگر ادیان غذا می خورند، می خوابند، کار می کنند، لباس می پوشند و بسیاری کارهای دیگر که مسلمانان نیز ناگزیر به انجام آنها هستند، و نهی از مطلق مشابهت شامل همۀ اینها می شود.

۳- حدیثی که در بارۀ دو روز دوران جاهلیت آورده می شود و مهمترین دلیل مخالفان است، تصریح ندارد که در بارۀ نوروز باشد.

۵- تجربۀ تاریخی مسلمانان نشان می دهد که این مراسم از زمان صحابه به بعد در بخشهایی وسیع از سرزمینهای اسلامی مورد تجلیل قرار داشته است و نسلهای پی در پی در دوران امویان و عباسیان شاهد برگزاری این مراسم بوده اند، اما اکثریت فقها و اهل علم مخالفتی با آن نشان نداده اند. حتی گفته می شود که حضرت علی در دوران خلافتش در مراسم جشن نوروز شرکت کرده و از نعمان جد امام ابوحنیفه هدیه قبول کرده است. (ابن تیمیه، اقتضاء الصراط المستقیم، ص ۵۰)

۶- دو عید اضحی و فطر از نوع جشنهای فرهنگی و ملی نیستند، بلکه از جملۀ شعائر عبادی و سمبلهای دینی مسلمانان اند و برای آنها احکام مشخصی وضع شده است مانند ادای نماز مخصوص، تحریم روزه داری، توصیه به غسل، پوشیدن لباس تازه و.. اگر کسی از مسلمانان مراسم دیگری را به عنوان مراسم و جشن مذهبی جایگزین آنها و یا همتراز با آنها بگرداند، طبق قواعد اصولی و روایات موجود، عمل او بدعتی نامشروع تلقی می شود و در این باره اختلافی در میان اهل علم نیست.

اما اگر کسی مراسمی را برگزار کند که صرفا جنبۀ عادت را داشته باشد و هیچ صبغۀ تعبدی به آن اضافه نشود پای بدعت به میان نمی آید، زیرا بدعت، در معنای شرعی اش، صرفا به معنای افزودن بر آموزه ها و مناسک دینی است، نه افزودن بر امور عادی و دنیوی.

۷- آنچه “عادات” و “عبادات” را از هم متمایز می سازد مبنا و منشأ ایجاد آنها است. عبادات از سوی شارع تعیین می شود و به کسی نه حق دخالت در شکل آنها داده می شود و نه در محتوای آنها.

اما عادتها بر اساس توافق مردم به وجود می آید که امروزه به آن قرارداد جمعی گفته می شود و به زبان قدما به آن “جعل” و “مواضعه” می گفتند. امور قراردادی معنای ثابت و دایمی ندارند که در دوران های مختلف بدون تغییر بمانند. ممکن است مردم یک سرزمین توافق کنند که روز مشخصی را روز کارگر یا روز معلم بنامند و به این بهانه بخواهند -مثلا- حقوق این قشر را یاد آور شوند.

از نظر قواعد فقهی این عمل، شان یک امر مباح است و بسته به هدفی که در پسِ آن قرار دارد می تواند ارزش اخلاقی پیدا کند. هر گاه توافق کردند که آن روز را تغییر بدهند، مانعی شرعی برای کارشان وجود ندارد زیرا همچنانکه منشأ ایجاد آن خود آن ها بوده اند، حق تغییر و تعدیلش را نیز دارند.

اما امور عبادی و شرعی این گونه نیست، و چونکه آنان در ایجاد آن سهمی نداشته اند حق تغییر آنها را هم ندارند. به این خاطر تغییر ماه های حرام از سوی برخی قبایل عرب، که به آن “نسیئ” گفته می شد، مورد مخالفت شدید قرآن مجید قرار گرفت (إنما النسیئ زیادة فی الکفر.. سورۀ توبه، آیۀ ۳۷).
۸- امروزه مراسم نوروزی نه به عنوان یک جشن مذهبی بلکه صرفا به عنوان یک عادت بومی برگزار می گردد. آنچه این نظر را قوت می بخشد این است که این مراسم اختصاص به افغانستان یا ایران ندارد و طبق گزارش سازمان ملل: “نوروز برای بیش از ۳۰۰ ملیون نفر در سراسر جهان آغاز سال نو است و بیش از سه هزار سال است که در مناطقی از بالکان، منطقه دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی و خاور میانه و نقاط دیگری از جهان جشن گرفته می شود.”

این روز از سوی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل (یونسکو) نیز در فهرست میراث فرهنگی معنوی بشر قرار گرفته است. در صورتی که کسانی از مسلمانان آن را به عنوان مناسبتی دینی برگزار کنند و این تصور را داشته باشند که از این طریق اجر و ثواب اخروی دریافت می کنند و یا به شکلی از اشکال به آن بعد متافیزیکی بدهند، کارشان خطا و خلاف شرع است.

۹- از اینکه در ضمن جشن نوروزی اعمال شرک آمیز و خرافی از سوی شماری از مردم انجام می شود نمی توان تحریم هر گونه مراسم را استنباط کرد، زیرا اعمال مزبور در روزهای دیگر نیز انجام می شود، و اگر ممانعت و تحریمی هست متوجه ذات آن اعمال است نه زمان انجام آنها، صرف نظر از اینکه کی و کجا انجام یابند.

۱۰- از نظر جامعه شناختی، کشورهایی که بحرانهای شدید و تجربه های تلخی را پشت سر نهاده اند، فضای خستگی و افسردگی بر آنها سایه می اندازد و مشکلات روانی مردم افزایش می یابد. یکی از راه هایی که می تواند روحیۀ اجتماعی را تغییر دهد و از حجم سنگین فشارها بکاهد برگزاری جشنها و مناسبتهایی است که به مردم شادی و خوشحالی ارمغان کند. مراسم نوروزی می تواند چنین هدفی را تا حدی بر آورده کند.

۱۱- برخی دیگر از کشورهای اسلامی نیز مناسبتهایی شبیه نوروز را از روزگاران کهن به میراث برده اند، مانند عید “شم النسیم” در مصر که از روزگار فراعنه به یادگار مانده و سپس با سنتهای مسیحی پیوند خورده است. این روز در تقویم رسمی آن کشور تعطیل است و مردم به محیطهای ساحلی و اماکن تفریحی روی می آورند.

دارالافتای مصر برگزاری این جشن را امری عادی و مباح دانسته و صرفا یاد آور شده است که آداب اسلامی در نظر گرفته شود. این موضع دار الافتا از سوی بسیاری از علمای دانشگاه ازهر و اعضای مجمع پژوهشهای اسلامی آن کشور نیز مورد تایید قرار گرفته است. (الاهرام الرقمی، ۱۵ اپریل ۲۰۱۲).

نظر شما