Tuesday 21 November 2017

“بد دفاع کردن” نوآموزان قدیمی !۱

 محمد امین فروتنفروتن

پیوسته بگذشته قسمت یکصدویکم :

هنگامی که دین مقدس اسلام از سوئی به عنوان بزرگترین تفکر آزادی بخش ونیرومند ترین پایگاه برای تحقق عدالت انسانی برای عموم بشریت اعم از مخالفان و موافقان شناخته شده و درچند سال آخیرکه سالهای پربرکت علم و آگاهی بشمار می آیند و این وضع سبب شده تا نه تنها با سرعت خارق العاده موج گسترده ای از نهضت عدالت خواهانه و مترقی را در جهان برانگیزد بلکه دراین راه دارای مکتب فکری مشخص و آرمان های اجتماعی معینی است در مقابل این جهش عظیم تاریخی که بر قرئت مترقی و علمی از اسلام استواراست موجی ازخرافات وسمپاشی ها ی متحجرانه و استوار بر فورمول قالَ ، قالَ در برابراین نهضت علمی پدید آمد تا چهره ء عدالت خواهانه نهضت های اسلامی در چشم افکار عمومی مسخ کنند . خیلی جالب است که در پیشاپیش این توطئه های مرموز و تهمت های ناانصافانه رجال برجسته و صاحب نامی صف بسته اند که بادریغ وتأسف از قرئت سنگواره ایی غیر اجتهادی در حوزه مذهبی پیروی میکنند ، البته این طائفه ای از پهلوا نان و شوالیه های مذهبی در تمامی عمر نشان داده اند که در لاک منافع شخصی و زندگی خصوصی خویش خزیده بوده اند ودر برابر نابودی دین وریشه کن شدن اسلام و مصیبت های مرگبار مسلمانان جهان هرگز اندکترینی حساسیتی نداشته اند منزه ترین شان وجود های نازنینی بوده اند که در تاریک ترین سالهای که بر ملت ها می گذشته آنها تنها در اندیشه ء گرم ساختن بازار مکارهء “سیأ “سی به سر برده اند .

بدون شک حسد – خود خواهی – تعصب و تحجر – بیسوادی عمومی منفعت طلبی های فردی ومصلحت پرستی های صنفی و کینه های مذهبی و دشمنی های تاریخی و طبقاتی موجب شده اند که دشمنان تابلودار دین به عنوان یک تفکر واندیشه موفق شوند و با شا ئیعه سازی ها ی تاریخی ، دروغ های آشکاری را منصوب به دین بسازند شناخت چنین مراحلی از تاریخ جوامع اسلامی بسیار آموزنده است و شناخت دقیق ” اسلام معاصر ” بویژه نهضت های ضد استعماری و مترقی مسلمانان فریضه علمی و فکری تمامی روشنفکران مسؤل در جهان است اما برای اینکه بدانیم روح این گفتمان هیولائی حاکم بر جهان اسلام بویژه در تاریخ باستانی کشور ما با کدامین پایه های تحجر و خشونت گره خورده است ، بازهم برای آغاز مقدمه بر مبحث کنونی ما توجه شما را به سخنان یکی از افراطی ترین موجود در طائفه ای از پهلوانان معرکه ء مفت خور ی وپروژه مسخ مفاهیم دینی بویژه در حوزه ترمنولوژیی قرآن کتاب مقدس الهی را که شاید بار ها از نظر گذرانده باشید معطوف میدارم .

https://www.youtube.com/watch?v=J3nntZSP56s

می بینید عزیزان ! که این انسان نمای شیطان صفت چگونه مفاهیم روشن قرآن پاک را بامشروعیت  منبرمافیائی شبه مذهبی خود مسخ میدارد ؟ زیرا آیه ای که این پیرو شیطان در جامه انسان به قرئت گرفت یعنی : فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ۚ ذَٰلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ ۗ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ ….هیچگاه به معنی گردن زدن نبوده بلکه ” ضَرْبَ الرِّقَابِ “ به معنای نشانه گیریی مراکز مراقبت و تصمیم گیری میباشند که اضمحلال برنامه ها و دکتورین جنگی کافران رامیرساند و مسلمانان را بر ضرورت خرد و عقلانیت متوجه و ملزم میدارند . اما نباید فراموش کرد که سایه چنین معنا و اینگونه تفسیراشتباه آمیز بخشی از آیه ۴ سوره محمد قرآن پاک بویژه در معنـــــای ” ضَرْبَ الرِّقَابِ “ را که در مغائرت کامل با معنا ومفهوم حقیقی آن به کشتن مشرکان تعبیر و تفسیر گردیده درشریان های سرتاسر قرئت و گفتمان اقتدارگرای غیر اجتهادی با ؤضوح به مشاهده میرسد. روشن است که کانون مرکزیی این قرئت ، فقه تاریخی میباشد که در نظام حقوقی اسلام در هرگونه شرائط تاریخی و جغرافیاوی با فتاوی خلفأی حاکم بر سرنوشت ملتها مورد تطبیق قرار میگیرد . البته چناچه قبلأ تذکرداده شد این گفتمان سنگواره ایی که بر سرنوشت اکثریت جوامع بشری سا یه افگنده است با نگاه فلسفی شرک آلود و غیر توحیدیی تاریخی فقهای بزرگوار مذاهب اسلامی نسبت به شناخت هستی و انسان تعلق گرفته است . طبیعی است که نباید انتظار داشت با چنین بینیش شرک آلود و نگاه معیوب فلسفی نسبت به انسان و هستی که بر گفتمان غیر اجتهادی و غیر عقلانی استوار میباشد از بطن چنین قرئت ترقی و پیشرفت تمدنی جامعه انسانی را بیرون آورد . البته باید یادآوری نمود که علمأ و فلاسفه ء نواندیش جهان اسلام که فرآیند اجتهاد مذهبی را موتور اصلی یک نظام پویا و مترقی می دانند قرئت تاریخی و غیر عقلانی شریعتمدار اقتدارگرأ را در مغائرت با روح اصلی دین مبین اسلام میدانند و برای تحکیم همه جانبه چنین قرئت مترقی از اسلام مبتنی برنهادینه سازیی حرمت به دیگر اندیشان و مخالفان تیوریک مبارزه مسالمت آمیزی می نمایند .

مفتی حرف مفت میزند ولی مفت حرف نه میزند !

پس از نصب اداره مستعجل موسوم به دولت وحدت ملی افغانستان که در نتیجه مداخله مستقیم حضرت جان کری John Forbes Kerry وزیر خارجه قصر سفید و یان کوبیس Jan Cobes نمائنده سرمنشی ملل متحد در افغانستان به وجود آمد با گذشت هرروز نه تنها پرده از چهره اصلی شوالیه های مذهبی و مفتیانی که کارت حضورواشتراک شان را درجهاد مقدس مردم افغانستان به مثابه فتوای جنایت و غارتگری به میدان می آورد بر زمین افتید بلکه تعلق شان با قرئت و گفتمان تاریخی از اسلام را نیز نتوانیستند پنهان سازند .البته پارادُکس میان باورها و شعار های که در نتیجه دوره ء پساطالبانی بر تعداد زیادی از رجال و شخصیت های مذهبی و تکنوکراتهای پادو صفت استعمار بوجود آمده ریشه های آن درمزرعه کاریکاتوریی لبرال دموکراسی ، حقوق بشرمافیائی و آزادی های مصنوعی و نرم افزاری غرس شده است .

https://www.youtube.com/watch?v=gThRFIAPgYc

آقای انورالحق احدی یکی از بزرگترین رجال تکنوکرات که مردم را برای حمایت از اشرف غنی فرامی خوانند .

هرچند بسیاری از شعار های رجال مطرح اردوگاه جهادی و تکنوکراتهای شبه روشنفکری که در حوزه اعتقادات ازترویج تعصبات قومی و نژادی تغذیه میشوند به نفع یکی از دو مهره آورده شده به صحنه قدرت شعار بلند بالای میدادند اما شاید هیچ جمله ای و هیچ نسخه ای در باره تأمین امنیت و مبارزه با مخالفان مسلح که استاد عبدالرب رسول سیاف دانشمند مسلم احادیث رهبریکی از بزرگترین گروهی از مجاهدین و مالک چندین شهرک ، دانشگاه و شبکه تلویزیونی ۲۴ ساعته که در یک گردهم آئی بصورت رندانه ودر استناد بر آیه های از قرآن پاک وبصورت فتوی گونه درقیافه یک دیکتاتور خونریز تاریخ ظهور میکند و خود را نشسته بر مسند الله ورسول وی قرار داده و مخالفین خود را مستحق مرگ با شکنجه میشمارد اینگونه می فرمائند :

https://www.youtube.com/watch?v=I3D8lXQndYg

ببینید عزیزان ! وقتی آن نیمچه آخند به استناد بر آیه فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ برای گردن زدن کفارومشرکان حکم صادر میکند ، آنرا نباید یک فتوای برآمده از شکم گرسنه اش دانیست ،!! بلکه باید پذیرفت که سایه این گفتمان متحجرانه و غیر عقلانی برتمامی هواداران قرئت تاریخی و گفتمان اقتدارگرا از اسلام سایه انداخته است بدون شک که استحکام این گونه مناسبات درجامعه همانا گفتمان شرک آلودی است که دین مبین اسلام در شبه جزیره عرب بخاطر زدودن آن مناسبات ظالمانه و غیر عادلانه ظهور نموده بود .سوال این است که چگونه ممکن است که در یک مقطع خاص تاریخی و در یک نقطه ویژه جغرافیا وی صدای واحدی از حنجره های جداگانه ای برمیخیزد ؟ البته واضح است که این رجال مجهز بر علم تاریخی در حوزه فقه و قانون استناد میکنند از لحاظ جهان بینی فلسفی پیرو نگاه شرک آلودی اند که نتوانیسته تأثیر آن درحوزه فقه و فتوی درعصرحاضر را پنهان سازند.

فرهنگ جهاد بحیث وجدان ملی !

چنانچه به ملاحظه میرود برخی از نامدارترین مجاهدان وقتی احساس میکنند که دیگر نه میتوانند از اعتیاد بر مصرف و مفتخواری با این سادگی نجات یابند تنها سِکه ای که در جوامع عقب مانده شرقی منجمله افغانستان در تمامی فصول مورد معامله قرار میگیرد همانا حضور عملی در جهاد مقدس مردم افغانستان است که در مقطعی از تاریخ تمامی مردم سلحشور افغانستان مجبوربه هجرت و جهاد فی سبیل الله گردیدند . شاید نا انصافی باشد که این فریضه دینی و ملی را از جایگاه بلند فطری دروجود انسان تا زمین معامله ” سیأ “سی پائین آورد . پائین آوردن فرهنگ جهــاد بطور انتزاعـــی و معاملاتی مشکلی را حل نه میکند زیرا مصادره ساختن مؤلفه جهاد بنام رجال حقیقی و حقوقی در یک جامعه بزرگترین جفا به مفهوم پویا و دینامیکی است که از روح و ماهیت کلیمه جهاد که از مصدر جهد و تلاش مستمر انسانی برمی خیزد و با تأسف که مغائر با مفهوم اصلی آن پرداختن به این سنت الهی وسیله نان و نام گشته است . جهاد در جامعه افغانستان یک ارزش عبادیی قربانی طلب است که باید از سوی همه انسان های آزاده به وجدان ملی مبدل گردد و تمامی نسلهای که در بستر چنین         ” جدوجهد ” به وجود می آیند نسل به نسل و به قلب قلبی ازرزمنده گان راه آزادی وعدالت پیوند یابند.

۱ “بد دفاع کردن” نوآموزان قدیمی !عنوان سرمقاله ای بوده که در دوران جهاد مقدس مردم افغانستان علیه ارتش سرخ شوروی این قلم در روزنامه کوثر برشته ای تحریر درآمده بود .

نظر شما