Friday 22 September 2017

دیپلوماسی پوسیده و دیپلومات بی تخصص ما

10996360_10206398860997032_3622384305822959895_nخوشحال آصفی

دیپلوماسی به عنوان یکی از عناصر قدرت ملی برای حفظ صلح بین المللی ، تامین و پیشبرد منافع ملی یک دولت و در نهایت رسیدن به اهداف ملی یک کشور اهمیت بارز و خاصی دارد . دیپلوماسی یک مفهوم با ارزش و کارا دارای معنای گسترده که شامل همه ابعاد سیاست خارجی است می باشد.

دیپلوماسی وظیفه دارد که اهداف خود را با توجه به قدرتی که به طور باالفعل وبالقوه برای تعقیب این اهداف در اختیار دارد ، تعین کند. دیپلوماسی وظیفه دارد که اهداف سایر دولت ها و قدرت های بالفعل و بالقوه آنها برای تعقیب این اهداف را برآورد کند. دیپلوماسی باید تعین نماید که این اهداف مختلف تا چه حد با یک دیگر سازگار هستند و دیپلوماسی باید ابزار مناسبی چون ( دفاتر خارجی در پایتخت ، هریک از کشورها و نمایند گیهای دیپلماتیک وزارت امور خارجه هر یک از کشورها در پایتخت کشورهای خارجی ، وزارت امور خارجه که مغز متفکر سیاست خارجی است و از طریق دیپلومات ها که وظایف چون نمادین ، حقوقی و سیاسی دارند) برای تعقیب این اهداف به کار گیرد. عدم موفقیت در انجام هریک از این وظایف ، موفقیت سیاست خارجی وهمراه با آن صلح جهانی را در معرض خطر قرار می دهد . دولتی که می خواهد سیاست خارجی هوشمندانه و مسالمت آمیزی را در پیش گیرد ، باید دایمآ اهداف خود و اهداف سایر دولت ها را از نظر سازگاری یا عدم سازگاری آنها مقایسه کند.

حال این همه وظایف و مسوولیت ها را کارگزاران و بازیگران موفق و هوشمند در دستگاه دیپلوماسی یک کشور میتوانند به سر برسانند واجرا کنند. بله دیپلمات ، دیپلمات به کارمند سیاسی که در یک کشور خارجی مامور است اطلاق می شود. دیپلمات ها به ترتیب ارجحیت پس از سفیر یا وزیر مختار دارای عناوین زیر می باشند:

رایزن (درجه 1 ، درجه 2 ، درجه 3) دبیر اول ، دبیر دوم ، دبیر سوم و وابسته (آتاشه) وابسته ها چنانچه کارمند سیاسی وزارت امور خارجه باشند عنوان (وابسته سیاسی ) را دارند اما اگر کارمند سایر سازمان های دولتی باشند ، امکان دارد عنوان (وابسته نظامی) یا ( وابسته اقتصادی) و یا هم (وابسته فرهنگی ) را دارا باشند. این دسته از وابسته ها از امتیازات و مصونیت های وابسته های سیاسی بهره مند می گردند.

حال میایم به کشور ما افغانستان خیلی دور نمی رویم و گذشته های دور را نقد نمی کنیم ولی پس از سال 2001 م که افغانستان شاهد یک تحول بزرگ در تاریح معاصر خود بود، تا امروز که حکومت به اصطلاح (وحدت ملی ) که مشروعیت حقوقی ندارد و براساس یک تفاهم سیاسی به میان آمده ما نه دیپلوماسی فعال ، کارا و غیر وابسته داشتیم و داریم و نه هم دیپلومات متخصص ، هوشمند ، متعهد و فعال داشته ایم و داریم . تا هنوز ما یک سیاست خارجی مدون ، مکتوب و روشن روی کاغذ نداریم ، تا هنوز یک سیستم و ساختار قوی و کارا در دستگاه دیپلوماسی کشور ما به وجود نیامده ، همه سیستم و همه دستگاه متاثر از شوق ، ذوق و سلیقه های شخصی ، حزبی ، سیاسی و قومی افراد بوده و است . تا هنوز ما این ظرفیت را پیدا نکردیم که توازن قوا بین کشور های منطقه ( پاکستان و هندوستان ) (ایران و عربستان) کشور های جهان ( امریکا و روسیه ) ( چین و امریکا ) را حفظ کنیم ، گاهی پاکستان را دوست خطاب می کنیم و گاهی هندوستان را ، گاهی به دامن شرق خود را می اندازیم و گاهی هم به دامن غرب ، تا حال در سیاست خارجی خود یک تعریف مشخص و روشن از دوست و دشمن نداریم ، تا هنوز منافع ملی ما تعریف نشده است ، تا هنوز ما نتوانستیم که اهداف ملی خود را با قدرت ملی خود سازگار بسازیم ویا مقایسه کنیم ، تا هنوز معلوم نیست که اهداف ملی ما چیست و دنبال چی هستیم در سیاست خارجی خود ، اکثریت افراد که به عنوان مامورین سیاسی به کشورهای دیگر فرستاده میشوند تخصص ندارند ، تعهد ندارند و حتی با الفبا دیپلوماسی بلدیت ندارند و بر اساس علایق مذهبی ، قومی ، حزبی و زبانی استخدام به کار میشوند . حال یک کسی که از حقوق و علوم سیاسی ، روابط بین الملل ، مطالعات منطقوی ، مطالعات جهانی ، حقوق بین الملل عمومی ، حقوق بین الملل جزا ، حقوق اساسی اتباع ، قانون اساسی کشور ، سازمان های بین المللی و عرف دیپلوماتیک خبر نباشد چگونه سفیر و دیپلومات مقرر می شوند ، معیار گزینش مامورین سیاسی ما در دستگاه دیپلوماسی کشور ما چیست ، کی ها از اینها امتحان می گیرند ، براساس کدام اصول و قوانین ، آیا کسی که به زبان های رسمی کشور (پشتو وفارسی ) توان خواندن و نوشتن را نداشته باشند ، و از الف و ب سیاست خارجی خبر نباشند چگونه در دستگاه دیپلوماسی استخدام به کار شدند و میشوند . چند فیصد از کسانی که امروز خارج از کشور ما به عنوان وزیر مختار و دیپلومات ایفای وظیفه می کنند ماستری و دکتورا در حقوق ، دیپلوماسی و روابط بین الملل دارند ، چند فیصد شان برای مدت سه سال در وزارت خارجه کار کردند مطابق قانون که حال سفیر و دیپلومات هستند ، چند فیصد شان تعهد به این کشور و مردم دارند و چند فیصد شان پس از ختم دوره ماموریت سه ساله کاری دوباره به وطن برگشت کردند ، چند فیصد شان چند کتاب نوشته کرده اند ، چند فیصد شان چقدر در مسلک خود تحقیق میدانی و کتابخانه ای انجام داده اند ، چند فیصد شان به زبان های خارجی بلدیت کامل دارند . افسوس ، افسوس و باز هم افسوس که چنین نیست .

در طول یک ونیم سال گذشه شما خود شاهد هستید که بیش از یک صد و پنجاه هزار افغان این وطن را ترک کردند و به کشور های اروپایی و آسیایی مهاجرو پناهنده شدند ، چی مشکلاتی نیست که اینها دست و پنجه با آنها نرم می کنند مهاجرین افغان در این کشور ها ، اما کدام سفارتخانه و کدام سفیر و دیپلومات ما مشکل کدام مهاجر افغان را حل کرده تا حال ، از حقوق کدام تبعه افغان دفاع کرده تاحال ، وقتی مشکل دانشجوی افغان را در تاجکستان ، ترکیه و قزاقستان حل کرده نمی توانیم ، وقتی مشکل مهاجرین افغان را در جرمنی ، سویدن ، دنمارک ، فنلند ، انگلستان ، فرانسه ، هالند و اتریش حل کرده نمی توانند ، وقتی مشکل مهاجرین افغان در پاکستان و ایران را حل کرده نمی توانند ، وقتی تثبیت هویت کرده نمی توانند از اتباع کشوری خودشان را که به نام شان پاکستانی ها و ایرانی ها پاسپورت و برگه شناخت می گیرند ، وقتی با دولت میزبان مذاگره کرده نمی توانند ، وقتی مشکلات ویزه، اقامت و پاسپورت کارگران افغان را در کشور های عربی حل کرده نمی توانند پس چه گفته سفیر و دیپلومات هستیم و این معاش و ده ها امتیازی دیگر را که ما می گیریم آیا حلال است یا حرام ؟ آیا دل رحم داریم ؟ آیا تعهد به مردم خود داریم ؟ آیا ما از وظایف و مسوولیت های خود خبر هستیم که ما کی هستیم ، چی کاره هستیم ، برای چی آمده ایم و چی باید بکنیم ؟ یکبار شما خود قضاوت کنید که کدام یکی از این وظایف که در پایین ذگر خواهد شد و درج قانون است ، شما ها انجام داده اید ؟

وظایف یک هیت دیپلوماتیک که سفیر به حیث رییس هیت شامل آن است

  1. نماینده گی کردن از دولت فرستنده در دولت میزبان
  2. حمایت منافع دولت فرستنده و اتباع آن در دولت میزبان
  3. مذاکره با دولت میزبان
  4. بررسی شرایط و انکشافات با وسایل قانونی در دولت میزبان
  5. تقویت روابط دوستانه بین دولت فرستنده و دولت میزبان

وظایف نماینده گی دایمی

  1. تضمین نمایند گی کردن از دولت فرستنده در سازمان بین المللی
  2. حفظ تماس های ضروری بین دولت فرستنده و سازمان بین المللی
  3. مذاکره با سازمان بین المللی یا در سازمان بین المللی
  4. تحقیق کردن در فعالیت های سازمان های بین المللی و راپور دادن آن به حکومت دولت فرستنده
  5. تقویت همکاری های بین المللی به دلیل تحقق اهداف و پرنسیپ های سازمان بین المللی

وظایف قنسول ها

برقراری روابط قنسولی در ابتدا ناشی از تجارت و مسافرت بازرگان به کشور های خارجی به منظور کسب اطلاعات تجاری و یافتن بازار مناسب جهت کلا های خود بود .

مطابق ماده نهم کنواسیون فوق الذکر ماموران قنسولی به چهار طبقه تقسیم می شوند.

  1. سرقنسول یا جنرال قنسول
  2. قنسول
  3. معاون قنسول
  4. نماینده قنسولی

وظایف :

  1. حمایت منافع دولت فرستنده و اتباع آن
  2. انکشاف مزید مناسبات تجارتی ، اقتصادی ، فرهنگی و علمی بین دولت فرستنده و کشور میزبان
  3. تحقیق اوضاع و انکشافات حیات تجارتی ، اقتصادی ، فرهنگی ، و علمی کشور میزبان
  4. کمک و مساعدت به اتباع دولت فرستنده
  5. کفالت کردن به حیث اداره ثبت اسناد رسمی و مدنی
  6. حفظ منافع اتباع دولت فرستنده در مورد میراث در قلمرو کشور میزبان
  7. حفظ و حمایت منافع اتباع و اشخاص دیگر فاقد اهلیت کامل
  8. نمایندگی کردن یا حاضر ساختن نماینده برای اتباع دولت فرستنده
  9. ارسال اسناد قضایی و غیر آن

وظایف قنسولی بیشتر اداری و غیر سیاسی است

وظایف سیاسی را نیز به امر سفیر یا دولت فرستنده انجام داده میتوانند

10.اعمال حقوق کنترل و بررسی ناو های دولت فرستنده و هوا پیما های که نزد آن دولت ثبت شد

  1. رساندن کمک به ناو ها ، هوا پیما ها و راکبین آنها

حال خود قضاوت کنید که ایا این وظایف ذگر شده را نمایندگان سیاسی کشور ما انجام داده اند و می دهند یا خیر؟ اکر می دادند پس این همه مشکلات وسرو صدا ها برای چی ، صدای مردم آواره و بی سرنوشت ما در کشورهای متعدد اروپایی ، آسیایی و کشور های همسایه مان را چرا کسی نمی شنود و به آن توجه نمی کنند . از این همه قراین معلوم میشود که دیپلوماسی ما پوسیده است و دیپلومات ما نه تخصص دارد و نه هم تعهد .

نظر شما