Friday 22 September 2017

غیرت جهادی! درغروب غم انگیزثروت اندوزي!

فروتن

پیوسته به گذشته قسمت یکصدهم :

باغبانِ يكي از ارباب ها از اربابش پرسید قربان! خوابي ديده ام، اجازه هست بگويم؟ خان گفت؛ بگو! و نوکرهم شروع كرد به تعريف كردن خواب طولاني ای كه ديده بود. خان دستور داد او را اخراج كنند، باغبان پرسيد چرا؟! خان در جواب باغبان گفت؛ خدا انصاف ات دهند ! باغباني كه اينقدر مي خوابد و خوابي به اين درازي مي بيند، پس چه وقت به كار باغداري و زراعت مي رسد؟!

از فرد ، فرد خواننده گان ارجمند و از تک تک دوستان می خواهم که این یادداشتم را نیز حتمأ از آغاز تا به انجام بخوانند ، و بدانند که این قلم ازچه زاویه ای به رود خانه ای از تـــاریخ مــــینگـــرم ؟   یقین دارم برخی ازعزیزانی که با من در زندگی روزمره نیز حشر ونشری داشتند و هنوزهم دارند لابد این خصوصیت فطریی وجودم را نیز میدانند که در تمام عمرم درمخالفت با مسیر رود خانه شنا کرده و کوله باری از رنج ها را که بهترین آموزگاران زندگی ام بوده اند برشانه های ضعیف ام حمل نموده ام . لهذا نباید تصؤرکرد از اینکه من در گذشته ای نه چندان دور بلکه درست آنــگاه کــه گام به گام مجاهدینِ راه آزادی و استقلال راه رفته ام وبا بسیاری از بزرگان عرصه نبرد آزادی خواهی بویژه روشنگران و قلم بدستان این حوزه از نزدیک شناخت داشته ام نسبت به تلاش های مظلومانه ام که در راه آزادی و استقلال افغانستان انجام داده ام با این دید گاه های بِکروعقلانی امروزی ام با گذشته پربارم بریده ام و نسبت به گذشته ام اعلام برئت میکنم . !! نه ! هرگز نه ، بلکه اکیدأ میخواهم واقیعت های تلخ روزگار امروزی را در بطن معادلات و معاملات دوران اشغال افغانستان بر همه جهان معاصر توسط ارتش سرخ سنجش و مقائیسه نمائیم .

هرچند بسیاربوده اند مردانی که برای سنجنش و اندازه گیری های حوادث ووقائع تاریخی و اجتماعی در حوزه ملتها معیار های دگم و ثابتی را بکار گرفته اندو بربنیاد اینگونه پارامتر ها ی اندازه گیری نسبت به همه تاریخ قضاوت نموده اند ، که این گونه قضاوت ها در حوزه تاریخ انسان که همیشه بویژه پس از آغاز مأموریت تاریخی و فلسفی اش بحیث جانشین ذات الهی بر عصای عقل و خِرد زیسته است نه تنها منجر به دریافت یک نتیجه گیریی بهترتاریخی مبتنی بر استدلال و دیالوگ علمی نه میگردد بلکه بزرگترین ضربه ای را به اصل دین زده اند . امابسیار جالب وقابل توجه است که همین دوسه روز قبل برخی ازسران مافیأ که اغلب شان از کانگسترهای شبه مذهبی بودند درراستای گرامیداشت از حماسه های ملت مجاهد افغانستان روز ۲۶ دلو سال ۱۳۶۷ که روز خروج عساکر اشغالگر از افغانستان بوده ، یکی از بزرگترین رهبران جهاد که سالها قبل ازپوهنتون الازهرمصر بزرگترین مرکز مذهبی جهان اسلام آخرین مدرک علم حدیث را حاصل نموده است روز ۲۶ دلو ۱۳۶۷ را روز پیروزیی مستضعفین بر مستکبرین دانیست . ،و در عین حال مرد روحانی بزرگواری حضرت صبغت الله مجددی ازهمان استخاره های یاد آوری فرمود که به قول وی برای نخستین باردرفتوای ” جهاد “ مقدس علیه ارتش اشغالگر روسی را صادر نموده بود ، بهتر است این سخنان گهربار استاد عبدالرب رسول سیاف و حضرت صبغت الله مجددی را که آخرین روزهای از عمر پربارش را درآسائیشگاه های غرب سپری میکند و در محفل گرامیداشت از حماسه های مجاهدین بیان فرموده بودند بشنویم و ببینیم :

https://www.youtube.com/watch?v=FhlSNShWNcE

باید صمیمانه اعتراف کرد که بیش ازهمه سخنرانان بزرگوار آن گردهم آئی سخنان سردار محمد اشرف خان غنی دومین متفکر جهان و استاد علوم انسانی در بزرگترین پوهنتون های جهان که “ریأ “ست افتخاریی!! دولت وحدت ملی بر وزن ” مالی “ در افغانستان را قبول فرموده است برایم سخت شگفت انگیز بود ، البته این سخنان نه به دلیل اینکه وی “ریأ” ست دولت وحدت ملی را برعهده دارند شاید این گونه سخنان از وی توقع نه میرفت !! بلکه به دلیل جایگاه بلند علمی اش که در جامعه از آن برخوردار است آن مقام علمی و جایگاه اجتماعی اش را تا حد کوچه وبازار تنزل دادند اکنون باز هم توجه شما عزیزان را قبل از کنکاش این سخنان گرانبها به تکه ای از فیلم سخنان حضرت اشرف خان غنی جلب میکنم .

https://www.youtube.com/watch?v=VK6xhfgD-QQ

نگاه شکمی به تاریخ انسان معاصر :

میگویند : شخصي که از تب شدید رنج می برد ، دو تا حكيم باشي بالاي سر او حاضر شدند و هر دو با هم دست زير پتو بردند تا نبض بيمار تب دار را بگيرند و بعد با هم اعلام كردند كه حال بيمار وخيم است. بيمار گفت فلان فلان شده ها، شما زير پتو نبض يكديگر را گرفته ايد! نه نبض من را که از تب می میرم .!! چنانچه همه ما میدانیم و مدت ها در نوشته ها ، دفاعیه ها و خطبه های آتشین رهبران صغیر وکبیر مذهبی و حتی دارنده گان افکار و اندیشه های چپ و مارکسیستی شنیده ایم وقتی از ایدئو لوژی به حیث نقشه راه ملتهای اسیر در بند استعمار قدیم و استعمار جدید نسخه ای را می نویسند و مؤعظه می فرمایند قبل از اینکه سرشت ، هویت ، مشخصات و شخصیت و جوهر و نیازهای انسان به مثابه سازنده هویت تمدنی و فرهنگی شناخته شود ، مکتبی ، راه و روش و ایدئولوژی و اخلاقی و احکامی برای زندگی او معین سازند . بدون شک با مرور چند سالی از عمرجوامع بشر در نوع شناخت تاریخ ملتها نیز مغالطه ای بوجود می آید و آنچه که شاید گاهی و در مسیر تاریخ ضد ارزش نامیده می شدند به اقتضای منافع استراتیژیک کشورهای در حال بحران در دکتورین امنیتی استعمار و اذنابش چهره عوض میکنند و لباس تقدس بر تن میدارند که بهترین و نمایان ترین مثال آن خواندن روز ۲۶ دلو سال ۱۳۶۷ به عنوان روز نجات و روز موفقیت مستضعفین بر مستکبرین میباشد که از سویی حضرت عبدالرب رسول سیاف یکی از ثروتمند ترین رهبران شبه جهاد که مالک صد ها خانه مسکونی و مجتمع تجاری میباشد در سال ۲۰۱۶ مطابق با ۲۶ دلو ۱۳۹۴ در گرامیداشت از این روز بیان گردید . …..

یادداشت نویسنده : در قسمت های بعدیی این مقاله روی همین مطلب ترکیز بیشتری بعمل خواهد آمد

نظر شما