Friday 28 July 2017

بیست ويكم فبرورى، روز بين المللى زبان مادرى

 0_nعبدالحی خراسانی

بيست و يكم فبرورى، روز بين المللى زبان مادرى مباركباد!
من آنم كه در پاى خوکان نریزم
مراین قیمتی دُر لفظ دری را
حكيم ناصرخسرو بلخى

زبان مادرى ما، زبان فارسى درى است،
كه روزگارى نه چندان دور از دامنه هاى قفقاز تا وادى درياى جمنا و از قسطنطنيه تا بخارا و سمرقند دامن گسترده بود و فرمانروايى مى كرد.

در طول قرون و اعصار متمادى دشمنان بسيارى بر او هجوم آوردند تا اقليم پهناور و جغرافياى گسترده اش را تار و مار نمايند و گنجينه ى آرزشمندش را به تاراج ببرند، اما او به يمن فرزندان صديق و پهلوانان متهورش ايستاد و مبارزه كرد و نه تنها هويت خود را نباخت كه به ديگران هويت و عزت بخشيد.
زبان فارسى درى امروز با تن رنجور و خاطر پريش اما اميدوار به آينده ء درخشان و پرعظمت خود، مطمئن و آرام به پيش مى رود !

روز زبان مادرى روز عقده گشايى و طعن و لعن و نفرين به ساير زبانها نيست و نبايد باشد، بلكه روز نقد و روز بيان افتخار است.
اما زبان فارسى زبان منطقه يى و فراقومى است ؛
زبان فارسى زبان تمدن و فرهنگ اسلامى مى باشد؛
زبان فارسى زبان هويت ، تمدن ، تاريخ و جهان بينى همه اى اقوام ساكن در كل بلاد ايران تمدنى و خراسان بوده است و خواهد بود.
بسيارى از قلل شامخ و تسخير ناپذير اين زبان، زبان مادريى شان فارسى نبوده است اما كاخهاى بلندى در جغرافياى اين زبان پى افگنده اند.
عظمت و اقتدار زبان فارسى مديون تمام امپراطورى هاى خاندانى از عصر ساسانيان تا ابداليان مى باشد.
سلاطين ترك و تاجيك ومغول بعد از استقرار، در امتداد بالندگى و شگوفايى زبان فارسى خدمات بسيارى انجام داده اند.
هيچ ترك زبان و ترك تبارى در خراسان بزرگ نبايد احساس بيگانگى به زبان فارسى داشته باشد.
به عبارت ديگر زبان فارسى مرز هاى سياسى ، قومى، دينى و مذهبى نمى شناسد و زبان ملى همه اى اقوام و ملل اقليم كل فلات ايران تمدنى و بلاد خراسان بزرگ مى باشد .

من با اغتنام فرصت به تمام شهروندان كشور كه به زبان پشتو سخن مى گويند، افزوده شدن انتخاب ترجمه به زبان پشتو را در آستانه ى روز زبان مادرى در گوگل تبريك مى گويم و اميدوارم كه زبان پشتو نيز روند تكامل و توسعه را در بعد صنعت و ساختار طى نمايد.
هيچ پشتو زبانى نبايد و نمى بايست خود را با زبان فارسى بيگانه احساس نمايد كه زبان فارسى به عنوان زبان تاريخ و تمدن و مذهب بيش از همه متعلق به آنها هم مى باشد .

اما موانع امروزين جغرافياى زبان فارسى كم نيستند.
متأسفانه سياست خصمانه عصر امپراطورى شيطانى اتحاد شوروى هنوز هم بر ساختار سياسى تاجيكستان سايه افگنده است و خط سريليك همچون ديوار بلند نا آشنايى ميان بلخ و بخارا و سمرقند و هريوا سايه افگنده است.
اميدوارم روشنفكران و حاكمان تاجيكستان به الفباء نياكان برگردند و مانع بزرگ همدلى و اتحاد را از ميان بردارند.

سياست خصمانه اوزبكستان عليه زبان و فرهنگ فارسى به زخم ناسور سمرقند و بخارا تبديل شده است كه اميدوارم با شكستن دژ رژيم منحط و ديكتاتور تاشكند، زمينه يى بازگشت به آزادى فراهم آيد و بخارا و سمرقند به اصل خود برگردند.

در ايران نيز نگرش ائديولوژيك و مذهبى كه از عصر صفويه عليه گنجينه ى زبان و فرهنگ فارسى اتخاذ شده است همچنان ادامه دارد و سعى مى شود تمام تمدن و فرهنگ زبان فارسى با هويت جعلى به عنوان فرهنگ شيعى معرفى شود و در اين راستا سياست راهبردى و سيستماتيك همچنان برقرار است .

كشور سعودى و در مجموع جهان عرب تحت تأثير تاريخ جنگهاى قبل از اسلام نگاه غير دقيق و سياسى به فارسى زبانان دارند و به غلط گويندگان اين زبان را متعلق به يك مذهب خاص مى پندارند كه در واقع نا دانسته به دشمن خود خدمت مى نمايند .

حاكمان و فرمانروايان هويت سياسى افغانستان بخصوص تحت تأثير تئورى غلط شادروان محمود طرزى بطور ناشيانه در جهت تضعيف زبان فارسى گام برداشتند و در واقع در جهت فقر تمدنى و تاريخى خود عمل نمودند .

زبان فارسى متعلق به يك قوم خاص نمى باشد و نبايد اقوام و ساير خورده هويتها احساس بيگانگى و عدم تعلق به اين زبان داشته باشند.

گاهى هم دوستان نادان يا دشمنان دانا از إحساسات پاك جوانان ما سؤ استفاده مى نمايند و با تعريف غلط و ناقص از زبان و جغرافياى زبان فارسى دست به تحريك عواطف و احساسات ديگران مى زنند كه كار غلط و خدمت به دشمن مى باشد.
زبان فارسى زبان فرهنگ ما
زبان تمدن ما
زبان تاريخ ما
و زبان آئين و جهان بينى و تفكر ما است .
در پايان درود مى فرستم به روان پاك خدمت گذاران سترك زبان فارسى امام اعظم ابوحنيفه ، حكيم ابوالقاسم فردوسى ، خداوندگار بلخ مولانا و هزاران ستاره ء درخشان سپهر پهناور زبان مادرى ما !
به زبان فارسى درى مى بايست به عنوان يكى از عناصر قدرتمند اتحاد و همدلى تمام اقوام و مليت هاى ساكن كل بلاد خراسان نگاه كرد .

ای زبان فارسی، ‌ای درّ دریای دَری
ای تو میراث نیاکان،‌ ای زبان مادری
در تو پیدا فَرّ ما، فرهنگ ما، آیین ما
از تو برپا، رایتِ دانایی و دانشوری
کابل و تهران و “شيراز” و بخارا و خُجند
جمله، ملک توست تا بلخ و نشابور و هری
جاودان زی،‌ ای زبان دانش و فرزانگی
تا به گیتی، نور بخشد آفتاب خاوری
فارسی را پاس می‌داریم، زیرا گفته‌اند
قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری
حداد عادل
نوت : من تبريز را با شيراز جاگزين نمودم زيرا اين شعر اعتراضات فراوانى را در تبريز برانگيخت .

نظر شما